Link Dump
 

TAKE A LOOK!
 

Attention!
كم و بيش چهارهزاركيلومتر آن‌ورتر - 3
من و تن و همچنان يار ِ مهربان
من و تن و يار مهربان
پارادوكس
چهاردهم غربي
اين تشت ِ آرزو
سلام خَشي!
هرپس - اپیدمی در پرده
من و من
1
جذابيت استقلال طلبي
فردا
اشکهایش
بينش و مايه داري
روابط - سوم
عشق و انحراف
دعوت عمومی برای کشف عشقولانه ها
چرا مي نويسم؟
HIV و 20 نكته ارتباطي
سال گرد
روابط - دوم
روابط - يكم
گناهِ سرخوشي
فرهنگ قطع رابطه -2
فرهنگ قطع رابطه - 1
از خیلی درون...
واقعيتي به نام ايدز - 3
واقعيتي به نام ايدز -2
واقعیتی به نام ایدز - 1
ارتباط و مسئولیت - بخش سوم
ارتباط و مسئولیت - بخش دوم
ارتباط و مسئولیت - بخش اول
افق عاشقانه
وفا
بچه ها و سکس – بخش دوم
بچه ها و سکس - بخش اول
دخترک
تعهدات عاطفی – روابط موازی
من، خودم و سکس
اگر من معتاد بودم 2
عشقهای مثلثی 4
عشقهای مثلثی 3
عشقهای مثلثی 2
MaKeLoVe
بلوغ سکسی 2
بلوغ سکسی 1
تکرار عاشقی
Private
Underwear
زاویه
فرزندم
بلوغ
untitled
دخترک
لخت مادرزاد - از اندیشه تا عمل
سوالهای بزرگ
عشقهای مثلثی
 

5 Recent posts
 

Archive
 

Email Me!
 

Feed
 

:: افق عاشقانه

یادتان هست که گفته بودم عشق تکرار شدنیست؟ نه اینکه فقط گفته باشم، که با تمام وجود تجربه کردم، آنهم نه اینکه فقط عشق دومی باشد، بلکه احساسی بود خاص و متفاوت، تازه و سرشار از ابعاد جدید زندگی و پویایی ناب. از آن مجموعه های احساس که انگار تکرارش هیچ ماده تکراری ندارد بجز اصل حس زیبای عشق ورزیدن.

به لطف بلاگ نیوز و نرگس این نوشته را در وبلاگی که به نظرم دلنشین هم بود پیدا کردم و از اینکه مستندی برای حرفهایم می بینم کلی ذوق زده شدم. فکر می کنم همه ما اگر سعادت عاشقی را داریم، حتمن و یقینن پشوانه شکست عشقی را هم نیاز داریم، و در این روزگار غریب هیچ پشتوانه ای برای اینچنین شکستی مستحکم تر از خود عشق نیست و هیچ امیدی هم راهگشاتر از عشق دوباره نیست.
می گوید:
به این مطلب برخوردم که پاسخگوی بسیاری از پرسشها و تردیدهای ماست در باب تکرارپذیری عشق. بسیار خواندنی است نوشته ی جامعه‌شناس صاحب‌نام زیگمونت باومن* )(ترجمه‌ی عرفان ثابتی، نشر ققنوس، 1384):
ص 24:
"دلایل کافی محکمی وجود دارد که عشق، و به ویژه حالت "عاشق‌بودن"، را - تقریباً به طور ذاتی – وضعیتی تکرار شونده، قابل تکرار و حتی مهیای تکرار بدانیم. اکثر ما وقتی تحت فشار قرار بگیریم، خواهیم گفت که چند بار احساس کرده‌ایم عاشق شد‌ه ایم یا عاشق بوده‌ایم. می‌توان حدس زد (البته این حدس آگاهانه خواهد بود) که در دوران ما شمار روزافزونی از مردم تمایل دارند بیش از یکی از تجربه‌های زندگی خود را عشق بنامند، و تضمین نمی‌کنند که عشق فعلی آن ها آخرین عشقی است که تجربه می‌کنند، و انتظار تجربه‌های بیش‌تری از این دست را دارند.... از همه‌ی اینها گذشته، تعریف رمانتیک عشق به صورت "تا هنگامی که مرگ ما را از هم جدا کند" قطعاً از مد افتاده – تاریخ مصرف آن ... سپری شده.... "
ص 25:
"این حضور فراوان و آشکار "تجربه‌های عشقی" چه بسا به این باور بیانجامد ( و می‌انجامد) که عشق (عاشق‌شدن، خواهان عشق بودن) مهارتی است که باید آن را یاد گرفت، و تبحر در این مهارت همگام با تعداد تجربه‌ها و تداوم عمل افزایش می‌یابد".
* زیگمونت باومن Zygmunt Bauman انگلیسی با اصلیت لهستانی و متولد 1925 است که از او به عنوان یکی از مهمترین باب‌کنندگان مفهوم "پست‌مدرنیسم" نام می‌برند


پس امید خود را از دست ندهید، دریچه های دلتان را باز کنید، عاشق پیشه باشید و مستحکم، عشق دوباره می آید.
عشق بعدی - خودم
عشق، فانی ترین جاودان - خودم
تکرار عاشقی - خودم