
اين روزها كمي سردرگمم، فقط خواستم بگويم كه در انتخابات شركت خواهم كرد. دلايلي هم كه مي آورم شايد خيلي مستند نباشند، اما بايد قابل درك باشند.
1- شركت ميكنم چون از نگاه من تفاوت بين احمدي نژاد و خاتمي بهترين معيار مقايسهي بين بد و افتضاح است (گرچه در "بد" خواندن خاتمي بحث دارم)، چون به عنوان يك فعال صنعتي و اقتصادي، با تمام وجود عواقب وحشتناك حكمراني يك دولت نابلد با رفتار بسيجي و تصميمات انقلابي را لمس مي كنم. من معتقدم قهر با انتخابات قبلي رياست جمهوري، هم كيفيت زندگي و رفاه مردم را پايين آورد و هم آيندهي كشورمان را به خطر انداخت.
2 - شركت ميكنم چون تفاوتهاي بين مجلس ششم و هفتم را "بسيار محسوس و تاثيرگذار" ميدانم. طرحهاي بهشدت احمقانهاي مانند طرح ثبات {دستوري} قيمتها و عوامفريبي و ناآگاهي عميق حاكم بر اكثريت نمايندگان، همه واقعياتي با عواقب بسيار وخيم و طولاني مدت در مجلس هفتم بودند. از طرفي خود مجلس هفتم بزرگترين سد در برابر مسير دموكراسي بود، سدي كه به دست تحريم كندگان انتخابات ساخته شد.
3 - راي مي دهم چون به هيچ نوع حركت انقلابي و تحول ناگهاني اعتقاد ندارم. راس هرم قدرت در ايران متعلق به نظاميان است و سپاه قويترين بازوي قدرت نظامي كشور به حساب ميآيد. معتقدم هرگونه تندروي سياسي در نهايت به دخالت نظاميان خواهد انجاميد و همين مانده كه نظاميان دولت را هم تسخير كنند، بهترين حالتش ميشود پديدهاي مانند مشرف در پاكستان.
4 - راي ميدهم چون معتقدم اين مردم هنوز فاصلهي زيادي دارند تا جايي كه بتوانند دموكراسي واقعي را "تحمل" كنند. دموكراسي تنها مدينهايست كه براي رسيدن به آن هيچ راه ميانبري وجود ندارد. من طليعهي تحقق دموكراسي را تكرار مجلسي مانند مجلس ششم مي دانم، همان جايي كه اولين بار زمزمهي رفراندم در آن شنيده شد.
5 - انقلاب و براندازي خطرناكترين و منسوخترين روش دستيابي به دموكراسي است. عراق، افغانستان، لبنان و پاكستان همگي تحت تاثير نوعي حركت انقلابيند، چه مردمي و چه زوري. انقلاب وقتي خطرناكتر مينمايد كه پاي مذهب و ايدئولوژي هم وسط باشد. حواسمان هست كه هنوز در كشور ما ظرفيت برقراري حتا يك اجلاس يا سخنراني سياسي به صورت دموكراتيك وجود ندارد؟
6 - نه در اين سي سال و نه بعد از آن، تحريم انتخابات مشروعيت نظام را زير سوال نبرده و نخواهد برد. هرچه كه بيشتر كنار بكشيم، دست قدرت طلبان براي جولان دادن بازتر خواهد بود. تحريم از نگاه من عقبگردي خواهد بود به سمت ديكتاتوري، و اين يعني طولانيتر كردن مسير به سمت دموكراسي.
مرتبط:
هفتگانهای برای یک بی پدرو مادر -( نوشتهاي بسيار مستدل - لينك از گلمريم)
نه به خاطر حماسه (طبق معمول، منطقي)
---------------------------------------------------
بعد از پست:
لطفن اگر ليست بهينه شدهاي از اصلاح طلبان در اختيار داريد به من هم اطلاع بدهيد، ضمنن به نظر من اصلاح طلب ترسو به تندرو مذهبي ارجح است، پس بهتر است اگر راي مي دهيم، ليستمان تكميل باشد.







