Link Dump
 

TAKE A LOOK!
 

Attention!
 

5 Recent posts
 

Archive
 

Email Me!
 

Feed
 

:: رختخواب دونفره

همین اول بگویم که خیلی دوست دارم چند نفر متاهل (چه رسمی و چه غیر رسمی) در این بحث کمک کنند.

خوابیدن در کنار پارتنر (نه سک-س، فقط خوابیدن!) از آن دست تجربه هایی به حساب می آید که امکانش برای امثال منِ مجرد علی الخصوص در ایران به راحتی فراهم نمی شود. آن قشر مجردی هم که منزل مستقل دارند و به هر حال در دوره هایی با کسی همبستر می شوند، به طور قاطع یک اقلیت به حساب می آیند، بماند که مستقل بودن بودن یکی از طرفین دلیل بر امکان شب ماندن طرف دوم نمی شود.

همه اینها را گفتم که به این نقطه برسم که شانس این تجربه (خوابیدن در کنار یک پارتنر) برای اکثر مجردها معمولن کم است، از طرف دیگر گاهی و گداری که دختر یا پسر با هزار ترفند به هم می رسند، آنچنان هیجان و قلیان احساساتی برقرار است که اصولن نیازی به خوابیدن در طول شب احساس نمی شود و قیافه های کج و کوله و ورم کرده ی بامدادی خیلی هم عاشقانه به نظر می رسند! اما همچین که این همبستری از یک هفته و یک ماه می گذرد، رابطه آن جنبه های واقعی خودش را به رخ می کشد و به نظر من فقط یک قلم خوابیدن دونفر در یک تخت و برای یک شب تا صبح، هزار مدل پیچیدگی دارد! تجربه خود من در این زمینه حداکثر دو یا سه ماه بوده، آن هم نه آنچنان پیوسته، اما نظر به اینکه بسیار بدخواب هستم و حتا ورجه وورجه ی ملائکه روی شانه هایم بیدارم می کند، همین تجربه های کوتاه باعث شده نسبت به آینده ی رختخواب دونفره ام بسیار نگران بشوم.

چند مورد تجربه هم از دوستانم دارم که بیشتر نگرانم می کند، مثلن یکی از دوستانم می گوید که سالهای سال مادرش نیمه های شب متکا را زیر بغل می زد و برای فرار از خرخر پدر روی کاناپه می خوابید. صبح هم جناب پدر مبهوت می پرسیده: ده! تو چرا باز آنجا خوابیدی؟! در عمل وقتی یکی از زوجین بدخواب از کار در بیاید، شانس سیاه شدن زندگی اش خیلی بیشتر می شود و این مساله اصلن چیزی نیست که بتوان ساده از کنارش گذشت.

من تا امروز فهمیده ام لحاف مشترک ممکن است هزار بار بیدارم کند، یعنی اگر خودم را مثل میت در کفن نپوشانم خوابم مختل است، هیچ علاقه ای هم به شریک شدن لحافم با هیچ کس ندارم، حتا اگر معشوقم باشد. بعلاوه نمی شود تمام شب را مثل تخته ی میخ شده به یک نفر دیگر خوابید، یعنی مثلن یک دست در گردن و دست دیگر دور کمر و یک پا بین پاهای آن یکی، در این صورت شک نکنید که صبح اول وقت باید به اورژانس زنگ بزنید تا از هم جدایتان کند. (یک اصطلاحی بود به نظرم به نام "فلج ماه عسل". به کسی می گفتند که دلش نیامده دستش را از زیر تن معشوقش طی شب در بیاورد و دستش سیاه و کبود شده!)

جنبه های دیگر خواب دونفره هم بسیارند، "خرخر" در صدر همه، "چرخ زدن های متوالی"، "کش مکش بر سر لحاف" و حتا به قول صنم "گوزدادن" !! (ببخشید، اما واقعیت دارد). کم و بیش هم شنیده ام زوجهایی هستند که صرفنظر از هیجانات اول شب، رختخواب خوابیدنشان جداست، فقط برای اینکه راحت بخوابند. خلاصه این که این ماجرا برای من مهم شده، چون هروقت پارتنر دائمی داشته ام، از بی خوابی وزن کم کرده ام!

حالا اگر متاهل ترها (!) کمک کنند و کمی از تجربه هایشان را بگذارند وسط، شاید بقیه هم استفاده کنند. یکی از سوالات مهمم اینست که بدانم "عادت" چقدر در حل این گروه مشکلات کمک می کند، و آیا کسی که سالها حساس و بدخواب بوده، ممکن است بتواند خودش را با شرایط جدید وفق دهد؟

-------------------------------------------------
لینک مرتبط از نوین جنسی (دکتر شیرمحمدی): How To Avoid Trapped Arm Whilst Cuddling In Bed
لینک مرتبط از انار: Sleeping Positions of Couples