Link Dump
 

TAKE A LOOK!
 

Attention!
كم و بيش چهارهزاركيلومتر آن‌ورتر - 3
من و تن و همچنان يار ِ مهربان
من و تن و يار مهربان
پارادوكس
چهاردهم غربي
اين تشت ِ آرزو
سلام خَشي!
هرپس - اپیدمی در پرده
من و من
1
جذابيت استقلال طلبي
فردا
اشکهایش
بينش و مايه داري
روابط - سوم
عشق و انحراف
دعوت عمومی برای کشف عشقولانه ها
چرا مي نويسم؟
HIV و 20 نكته ارتباطي
سال گرد
روابط - دوم
روابط - يكم
گناهِ سرخوشي
فرهنگ قطع رابطه -2
فرهنگ قطع رابطه - 1
از خیلی درون...
واقعيتي به نام ايدز - 3
واقعيتي به نام ايدز -2
واقعیتی به نام ایدز - 1
ارتباط و مسئولیت - بخش سوم
ارتباط و مسئولیت - بخش دوم
ارتباط و مسئولیت - بخش اول
افق عاشقانه
وفا
بچه ها و سکس – بخش دوم
بچه ها و سکس - بخش اول
دخترک
تعهدات عاطفی – روابط موازی
من، خودم و سکس
اگر من معتاد بودم 2
عشقهای مثلثی 4
عشقهای مثلثی 3
عشقهای مثلثی 2
MaKeLoVe
بلوغ سکسی 2
بلوغ سکسی 1
تکرار عاشقی
Private
Underwear
زاویه
فرزندم
بلوغ
untitled
دخترک
لخت مادرزاد - از اندیشه تا عمل
سوالهای بزرگ
عشقهای مثلثی
 

5 Recent posts
 

Archive
 

Email Me!
 

Feed
 

:: دوست‌مان (بر حال و هواي گفتمان)

بحث بر سر بلوغ و جا افتادگی دوستی‌هاست، نه دقیقن مسير بلوغ، بل‌كه بعد از بلوغ، که آن همه تغییر شکل و بالا و پایین و فراز و نشیب، کند و کندتر می‌شوند و رابطه عین یک جوان ِ بعد از نوجوانی شکل و قیافه‌ی هویت‌دار پیدا می‌کند. رابطه دیگر نوجوانی نیست که هرکس از راه می‌رسد بتواند توی سرش بزند و بگوید که "اِه، چه عوض شده‌ای، چه فرق کرده‌ای" و لازم باشد تعجب و سرگشتگي درونی‌اش را از این‌همه تغییر پنهان کند.
رابطه هویت دارد، سر و ته دارد، خرجش شده و احترام برانگیز است، رابطه کم کم عنوان پدر و مادر داری دارد به نام "دوستی" كه لعبت سهل‌الوصولي نيست.