Link Dump
 

TAKE A LOOK!
 

Attention!
كم و بيش چهارهزاركيلومتر آن‌ورتر - 3
من و تن و همچنان يار ِ مهربان
من و تن و يار مهربان
پارادوكس
چهاردهم غربي
اين تشت ِ آرزو
سلام خَشي!
هرپس - اپیدمی در پرده
من و من
1
جذابيت استقلال طلبي
فردا
اشکهایش
بينش و مايه داري
روابط - سوم
عشق و انحراف
دعوت عمومی برای کشف عشقولانه ها
چرا مي نويسم؟
HIV و 20 نكته ارتباطي
سال گرد
روابط - دوم
روابط - يكم
گناهِ سرخوشي
فرهنگ قطع رابطه -2
فرهنگ قطع رابطه - 1
از خیلی درون...
واقعيتي به نام ايدز - 3
واقعيتي به نام ايدز -2
واقعیتی به نام ایدز - 1
ارتباط و مسئولیت - بخش سوم
ارتباط و مسئولیت - بخش دوم
ارتباط و مسئولیت - بخش اول
افق عاشقانه
وفا
بچه ها و سکس – بخش دوم
بچه ها و سکس - بخش اول
دخترک
تعهدات عاطفی – روابط موازی
من، خودم و سکس
اگر من معتاد بودم 2
عشقهای مثلثی 4
عشقهای مثلثی 3
عشقهای مثلثی 2
MaKeLoVe
بلوغ سکسی 2
بلوغ سکسی 1
تکرار عاشقی
Private
Underwear
زاویه
فرزندم
بلوغ
untitled
دخترک
لخت مادرزاد - از اندیشه تا عمل
سوالهای بزرگ
عشقهای مثلثی
 

5 Recent posts
 

Archive
 

Email Me!
 

Feed
 

:: استانبول

scientist-cat.jpg
[گربه‌ي دانشمند]

استانبول از آن شهرهايي‌ست كه انگار هميشه وسط راه افتاده، شبيه كاروانسرايي‌ست كه هر بار اتراق در آن پر از خاطره و لذت باشد، شبيه يك پاتوق براي آدم‌هاي دوسر دنيا كه دور هم بنشينند، غربي‌هايي كه شرق مي‌آيند، شرقي‌هايي كه غرب مي‌روند.
بار اول، شش يا هفت سال پيش ليدر مي‌گفت شب نرويد توي اين كافه‌ها و بارهاي كوچه پس كوچه‌هاي مركز شهر، لختتان مي‌كنند. شايد اشتباه مي‌كرد، همه‌جاي دنيا ممكن است كه بخواهند آدم را لخت كنند، من آرامش و مستي و موزيك آن شب را هيچ وقت فراموش نكردم، احساس بيگانگي‌اي كه نبود، احساس تعلقي كه بود. بعد از آن هم اين شهر دورگه يك حد ميانه‌ي جذابي بوده براي من، ميانه‌اي بين آزادي آن‌ور و خفقان اين‌ور، بين غربيت ودكا و شرقيت عرق، بين تكنو و باباكرم. تركيه جاي خوبيست آقا، براي گذشتن.