Link Dump
 

TAKE A LOOK!
 

Attention!
كم و بيش چهارهزاركيلومتر آن‌ورتر - 3
من و تن و همچنان يار ِ مهربان
من و تن و يار مهربان
پارادوكس
چهاردهم غربي
اين تشت ِ آرزو
سلام خَشي!
هرپس - اپیدمی در پرده
من و من
1
جذابيت استقلال طلبي
فردا
اشکهایش
بينش و مايه داري
روابط - سوم
عشق و انحراف
دعوت عمومی برای کشف عشقولانه ها
چرا مي نويسم؟
HIV و 20 نكته ارتباطي
سال گرد
روابط - دوم
روابط - يكم
گناهِ سرخوشي
فرهنگ قطع رابطه -2
فرهنگ قطع رابطه - 1
از خیلی درون...
واقعيتي به نام ايدز - 3
واقعيتي به نام ايدز -2
واقعیتی به نام ایدز - 1
ارتباط و مسئولیت - بخش سوم
ارتباط و مسئولیت - بخش دوم
ارتباط و مسئولیت - بخش اول
افق عاشقانه
وفا
بچه ها و سکس – بخش دوم
بچه ها و سکس - بخش اول
دخترک
تعهدات عاطفی – روابط موازی
من، خودم و سکس
اگر من معتاد بودم 2
عشقهای مثلثی 4
عشقهای مثلثی 3
عشقهای مثلثی 2
MaKeLoVe
بلوغ سکسی 2
بلوغ سکسی 1
تکرار عاشقی
Private
Underwear
زاویه
فرزندم
بلوغ
untitled
دخترک
لخت مادرزاد - از اندیشه تا عمل
سوالهای بزرگ
عشقهای مثلثی
 

5 Recent posts
 

Archive
 

Email Me!
 

Feed
 

:: در دفاع از وحشي‌گري نسبي مسافركش‌هاي محترم تهراني

داشتم فكر مي‌كردم چه بلايي سر مسافركش‌ها مي‌آيد كه اين‌طور موجودات وحشي‌اي مي‌شوند در رانندگي. در واقع دو‌ سه روز پيش ناگهان يك سيب نيوتوني در حال رانندگي خورد توي ملاجم و سعي كردم يك كمي لااقل دركشان كنم. طبعن اولين استدلالي كه در دفاع از اين بيچاره‌ها به ذهن آدم مي‌رسد، همين است كه اين‌ها از صبح تا شب با ترافيك وحشتناك تهران مي‌جنگند، بنابراين توقع داشتن اعصاب سالم و رفتار صبورانه از اين قشر، توقع واقعن زيادي‌ست.

شايد رابطه‌ي رانندگي، راه‌گرفتن، چراغ رد كردن، از روي عابر عبور كردن، راهنما نزدن و خشونت راننده‌هاي تهراني با ترافيك، مثل رابطه‌ي فقر يا اختلاف طبقاتي باشد با جرم. همان‌طوري كه هر آدم نيازمندي مجرم نيست، هر مسافربر تهراني‌اي هم وحشي نيست، اما اين ترافيك بي‌سامان، اين خيابان‌هاي بي‌نظام و علي‌الخصوص قانون جنگل حاكم بر قوانين ترافيكي ايران، هر آدم سالمي را مستعد اين رفتارها مي‌كند، همان‌طوري كه رانندگي وحشيانه از طرف قشر غير شاغل در اين حرفه هم اصلن نادر نيست. اما به وضوح مي‌توان ديد سالم ماندن (مثل آدم رانندگي كردن)، در قشر مسافربر (وانتي، باربر، ميني‌بوسي) ايران (و خصوصن تهران) از آن اتفاق‌هاي واقعن خاص به حساب مي‌آيد.

يك عادت شايد بدي دارم كه در قيافه و صورت راننده‌هايي كه وحشي‌گري مي‌كنند دقيق مي‌شوم، حتمن نگاه مي‌كنم كه بفهمم اين آدم موقع بغل كردن بچه‌اش، موقع عروسي رفتن با زنش، موقع خريدن نان بربري چه قيافه‌اي خواهد داشت، آيا همين‌قدر خصمانه، همين قدر بي‌خيال و باقي دنيا به تخمم؟ يا اين‌كه اين آدم هم يك جاهايي مهربان است، يك جاهايي مودب است و يك جاهايي كرنش مي‌كند. راستش بعيد مي‌دانم كه اين وحشي‌گري مدني كه بعضي‌هايشان دارند، هيچ اثري بر بقيه‌ي رفتارهاي اجتماعي‌شان نگذارد، اما احتمالن چندصد هزار راننده‌ي عمومي تهران هم نبايد همه‌ در خانه همين‌قدر خبيث باقي بمانند.

گاهي فكر مي‌كنم خيابان‌هاي تهران،‌ كلاس‌هاي فشرده‌ي آموزش خشونت و بي‌نظمي اجتماعي‌اند، فقط تاثير پذيري هر قشري بسته به سواد و فرهنگ و البته طول كلاس روزانه تفاوت مي‌كند.

-----------------------------------------------------------------------
پ.ن: احتمالن مسافربر بايد محترمانه تر از مسافركش باشد، اما اين دومي همان چيزي‌ست كه مردم مي‌گويند، اولي چيزي كه صدا و سيما مي‌گويد.