Link Dump
 

TAKE A LOOK!
 

Attention!
كم و بيش چهارهزاركيلومتر آن‌ورتر - 3
من و تن و همچنان يار ِ مهربان
من و تن و يار مهربان
پارادوكس
چهاردهم غربي
اين تشت ِ آرزو
سلام خَشي!
هرپس - اپیدمی در پرده
من و من
1
جذابيت استقلال طلبي
فردا
اشکهایش
بينش و مايه داري
روابط - سوم
عشق و انحراف
دعوت عمومی برای کشف عشقولانه ها
چرا مي نويسم؟
HIV و 20 نكته ارتباطي
سال گرد
روابط - دوم
روابط - يكم
گناهِ سرخوشي
فرهنگ قطع رابطه -2
فرهنگ قطع رابطه - 1
از خیلی درون...
واقعيتي به نام ايدز - 3
واقعيتي به نام ايدز -2
واقعیتی به نام ایدز - 1
ارتباط و مسئولیت - بخش سوم
ارتباط و مسئولیت - بخش دوم
ارتباط و مسئولیت - بخش اول
افق عاشقانه
وفا
بچه ها و سکس – بخش دوم
بچه ها و سکس - بخش اول
دخترک
تعهدات عاطفی – روابط موازی
من، خودم و سکس
اگر من معتاد بودم 2
عشقهای مثلثی 4
عشقهای مثلثی 3
عشقهای مثلثی 2
MaKeLoVe
بلوغ سکسی 2
بلوغ سکسی 1
تکرار عاشقی
Private
Underwear
زاویه
فرزندم
بلوغ
untitled
دخترک
لخت مادرزاد - از اندیشه تا عمل
سوالهای بزرگ
عشقهای مثلثی
 

5 Recent posts
 

Archive
 

Email Me!
 

Feed
 

:: چراغ ولیعصر سبز است

نیایش غرب، دستان کوچکت گرفتار بزرگی دستانم شده‌اند، با ناخن‌هایت بازی می‌کنم، سکوت عجیبی‌ست، چشمانت گاهی حواسم را از راه پرت می‌کنند. نیایش شرق، با برجستگی زانوانت بازی می‌کنم، انگشتانت را از روی دستم به میان انگشتانم می‌لغزانی، با ناخن‌هایم از کنار زانو تا میانه‌های توی رانت خط می‌کشم، ناخن‌هایت را پشت دستم فشار می‌دهی. نیایش غرب، انگشتانم با حاشیه‌های یقه‌ات ور می‌روند، پشت ناخنم به نرمیِ پوست سینه‌ات می‌کشد، با بازوانم بازی می‌کنی. خط میان سینه‌ات را سانت می‌کنم، نفس عمیق می‌کشی، گاهی نگاهت می‌کنم، چشمانت دو دو می‌زنند. نیایش شرق، صندلی‌ات را خوابانده‌تری، چشمانت باز نیستند که بخواهند جواب پس بدهند، از زیر کمربند ماشین به پایین لغزیده‌ای، از نگاه ماشین کناری دیگر وجود نداری. انگشتانم در سینه‌ات کاوش می‌کنند، تند تند نفس می‌کشی. نیایش غرب، بدنت را می‌جورم، نفس نفس می‌زنی، گردنت به چپ و راست می‌خوابد، چیزی توی گونه‌هایت می‌دود، توی رانم را چنگ می‌زنی. نیایش شرق، از زیر کمربند کجکی می‌خزی روی پاهایم، کجکی سرت را می‌چپانی توی آغوشم، انگار نه انگار که میان دنده و ترمز دستی گیر افتاده‌ای. نفس‌هایت فروکش می‌کنند، چشمانت باز می‌بیند، چشم از من بر نمی‌داری، باز با روی دستم بازی می‌کنی. نیایش شرق، شیطنت می‌کنی، ماشین از این خط به آن خط می‌رود و باز برمی‌گردد، تمرکزم را به مسخره می‌گیری، راننده را مست می‌کنی، فرمان را چنگ می‌زنم، ماشین به فرمانم نیست. نیایش غرب، کمربندها به هم گوریده‌اند، درِ داشبورد باز است، زیر دستانم روی فرمان خیس است، موهایت توی صورت پخش شده. نیایش شرق، چراغ ولیعصر این‌بار سبز است.