Link Dump
 

TAKE A LOOK!
 

Attention!
 

5 Recent posts
 

Archive
 

Email Me!
 

Feed
 

:: سال گرد

نوشته های چند ماه پیش بود که برای بیرون آوردن از کاغذ نبودند، حالا مفهومشان فرق می کند، مثل مدارک ِ مخفی ِ پرونده های مختومه، نسبتن مختومه

مالی خولیا
چرا نخواهمت؟ می خواهم، زیاد، وجودم، روحم، قلبم، همه را تسخیر کرده ای، نخواهمت؟ پس چه کنم؟ آب می نوشم، لیوان در دستم می لرزد، تو هرز شده ای، خودت نه، احساست، عشق نه، تو نه، دروغ گفتم، آنی که هرز شده عشق من است، چقدر درد دارد، چرا باید اینجا بودی؟ چرا 5 سال دیگر نبودی؟ نه پنج سال دیگرِ من، 5 سال دیگر خودت، چرا دلگی هایت را نکردی که بعد بشوی مال من؟ اصلن چه مهم است؟ من که دیگر حسابی نمی توانم باز کنم، اصلن چه مهم است که اینهمه می خواهمت و حسابی رویت نمی کنم؟ چرا اینهمه درد می کند؟ کجایم؟ نمی دانم، آخر چه مهم است؟ باشد، بیا همین کار را می کنیم، تو هر چند وقت یکبار که خواستی بیا، من هم همان چند وقت را روشن می شوم، نه اصلن چرا باید خجالت بکشم؟ بیا سک-س بازی کنیم فقط، من که می دانم بقلم که می کنی چقدر عاشقم می شوی، خودت مگر نگفتی هزاربار پدرسوخته؟ بیا هی بقل بازی کنیم، من قول می دهم به همان یکذره عشق دل خوش کنم، قول مردانه، راستی قول می دهم دیگر فکر نکنم، اصلن بیا جلو هیچ چیزی را نگیریم، فکرش را کرده ام، حامله می شوی، می دانم که می شوی، قبلن ولی می گفتم ما که تا آخر زندگیمان نمی آید با هم، خوب طوری که نیست، به خدا بچه اینقدرها که من فکر می کردم هول ندارد، باور کن، شک ندارم که مادر خوبی می شوی، اگر هم نخواستی، با هم کنار می آییم، اصلن مگر چه مهم است؟ ولی حواست باشد، بچه آرامت می کند، شاید نگذارد اینطوری این شاخ و آن شاخ بپری، مال عشق است، قول می دهم، اما اگر همان روزها از دستمان در می رفت عاشقانه تر بود، باور کن، می ترسم عقده ای بار بیاید، آخر این کارمان عقده هم دارد، شاید بی خیال بشود، مثل خودت، اصلن بیا بی خیال می شویم، فوقش قرص بخور، می دانی، از من عشق می گیرد، اما عقده دارد، می ترسم یک طوریش بشود، از تو هم که بی خیالی و آزادی، درگیر که نمی شود، احساس تعهد ندارد طفلکی، می ترسم قاطی کند، بیا بچه مان نشود...