Link Dump
 

TAKE A LOOK!
 

Attention!
كم و بيش چهارهزاركيلومتر آن‌ورتر - 3
من و تن و همچنان يار ِ مهربان
من و تن و يار مهربان
پارادوكس
چهاردهم غربي
اين تشت ِ آرزو
سلام خَشي!
هرپس - اپیدمی در پرده
من و من
1
جذابيت استقلال طلبي
فردا
اشکهایش
بينش و مايه داري
روابط - سوم
عشق و انحراف
دعوت عمومی برای کشف عشقولانه ها
چرا مي نويسم؟
HIV و 20 نكته ارتباطي
سال گرد
روابط - دوم
روابط - يكم
گناهِ سرخوشي
فرهنگ قطع رابطه -2
فرهنگ قطع رابطه - 1
از خیلی درون...
واقعيتي به نام ايدز - 3
واقعيتي به نام ايدز -2
واقعیتی به نام ایدز - 1
ارتباط و مسئولیت - بخش سوم
ارتباط و مسئولیت - بخش دوم
ارتباط و مسئولیت - بخش اول
افق عاشقانه
وفا
بچه ها و سکس – بخش دوم
بچه ها و سکس - بخش اول
دخترک
تعهدات عاطفی – روابط موازی
من، خودم و سکس
اگر من معتاد بودم 2
عشقهای مثلثی 4
عشقهای مثلثی 3
عشقهای مثلثی 2
MaKeLoVe
بلوغ سکسی 2
بلوغ سکسی 1
تکرار عاشقی
Private
Underwear
زاویه
فرزندم
بلوغ
untitled
دخترک
لخت مادرزاد - از اندیشه تا عمل
سوالهای بزرگ
عشقهای مثلثی
 

5 Recent posts
 

Archive
 

Email Me!
 

Feed
 

:: روش‌هاي موثر

برو بچه هاي پليس امنيت اجتماعي گرفته بودندش. جلو يك مغازه و در حال تماشاي ويترين - تنها. موقع تعريف ماجرا حداقل 5 بار قهقهه زد! برده بودندش، با همين هايس‌هاي معروف و در ميان دختركاني كه بعضي‌ها التماس مي كرده‌اند. بازجويي شده بود، 17 سالش بيشتر نيست، اما سر نترسي دارد.
به حاج خانم گفته بود من كه مانتوي بلند دارم،‌ جواب داده بود، نه، بلندي كه فقط ملاك نيست، كو-نت را بيرون انداخته! شماها همه‌تان جن-ده‌ايد!

موبايلشان را دم در گرفته بودند و همه جايش را انگشت كرده بودند. آدرس و تلفنش را گرفته بودند. بعد جزو اتهامات پرسيده بودند كه چرا توي اين عكس‌ها (عكس‌هاي خارجه)‌ به اين وضع لباس پوشيده‌اي؟! عكس‌‌هاي موبايل را در پرونده‌ي الكترونيك (!!)‌ ضبط كرده بودند، كارت حافظه‌ي دوربينش را هم خيلي محترمانه كش رفته بودند.

از همه جالب‌تر اين كه مانتوي "كو-ن بيرون" (!) را هم به عنوان مدرك جرم ضبط كرده بودند و مانتوي مادرش را كه رفته بود دنبالش تنش كرده بودند و تمام.

جالب‌ترين و هيجان انگيزترين خاطره‌ي دوران اقامتش در ايران را تعريف مي كرد و بارها در ميانش قهقهه مي زد... شك ندارم، ارشاد شده بود، به شدت!

----------------------------------------
نظريه كارشناسي: مي دانيد كه در چند يورش پياپي،‌ بسياري از مانتو فروشي‌هاي كوتاه فروش را پلمپ كردند. باور نمي كنم كه نبوغ در طراحي به اين سرعت عمل كرده باشد. بلافاصله مانتوهاي جديدي كه اصلن كوتاه نيستند و تا زماني هم كه در مغازه آويزند هيچ جنبه سك-سي ندارند اختراع شد!!
اما چشمتان روز بد نبيند، مانتو را كه مي پوشند و كمرش را سفت مي كنند... استغفرال.. صد رحمت به مانتوي كوتاه!

تفكرات مرد ايراني: گاهي فكر مي كنم واقعن همه‌ي اين انحاناها را خود خدا خلق كرده؟!‌ پس چرا زن‌هايي كه يك شلوار جين و يك تي-شرت تنشان مي كنند اين‌همه برجستگي جذاب ندارند؟