
برو بچه هاي پليس امنيت اجتماعي گرفته بودندش. جلو يك مغازه و در حال تماشاي ويترين - تنها. موقع تعريف ماجرا حداقل 5 بار قهقهه زد! برده بودندش، با همين هايسهاي معروف و در ميان دختركاني كه بعضيها التماس مي كردهاند. بازجويي شده بود، 17 سالش بيشتر نيست، اما سر نترسي دارد.
به حاج خانم گفته بود من كه مانتوي بلند دارم، جواب داده بود، نه، بلندي كه فقط ملاك نيست، كو-نت را بيرون انداخته! شماها همهتان جن-دهايد!
موبايلشان را دم در گرفته بودند و همه جايش را انگشت كرده بودند. آدرس و تلفنش را گرفته بودند. بعد جزو اتهامات پرسيده بودند كه چرا توي اين عكسها (عكسهاي خارجه) به اين وضع لباس پوشيدهاي؟! عكسهاي موبايل را در پروندهي الكترونيك (!!) ضبط كرده بودند، كارت حافظهي دوربينش را هم خيلي محترمانه كش رفته بودند.
از همه جالبتر اين كه مانتوي "كو-ن بيرون" (!) را هم به عنوان مدرك جرم ضبط كرده بودند و مانتوي مادرش را كه رفته بود دنبالش تنش كرده بودند و تمام.
جالبترين و هيجان انگيزترين خاطرهي دوران اقامتش در ايران را تعريف مي كرد و بارها در ميانش قهقهه مي زد... شك ندارم، ارشاد شده بود، به شدت!
----------------------------------------
نظريه كارشناسي: مي دانيد كه در چند يورش پياپي، بسياري از مانتو فروشيهاي كوتاه فروش را پلمپ كردند. باور نمي كنم كه نبوغ در طراحي به اين سرعت عمل كرده باشد. بلافاصله مانتوهاي جديدي كه اصلن كوتاه نيستند و تا زماني هم كه در مغازه آويزند هيچ جنبه سك-سي ندارند اختراع شد!!
اما چشمتان روز بد نبيند، مانتو را كه مي پوشند و كمرش را سفت مي كنند... استغفرال.. صد رحمت به مانتوي كوتاه!
تفكرات مرد ايراني: گاهي فكر مي كنم واقعن همهي اين انحاناها را خود خدا خلق كرده؟! پس چرا زنهايي كه يك شلوار جين و يك تي-شرت تنشان مي كنند اينهمه برجستگي جذاب ندارند؟







