
ادامه...
2- بعد از پیدا شدن شناخت، انسانها شروع به بالا بردن بهره جنسی از رابطشون می کنن، درست مثل شرکتی که پا می گیره و در مرحله بلوغ، مدیرانش به افزایش بهره وری و کیفیت به عنوان ضامن بقای اون تشکیلات می پردازن. پیدا کردن تمایلات خاص، نقاط تحریک پذیر بدن خود و فرد مقابل، بهترین متد مشترک شروع و پایان، ابزار جانبی مورد علاقه طرفین و مهمتر از همه تنظیم زمان ارضای کامل بین دو انسان متفاوت می تونن از جمله زمینه هایی باشن که باید در مورد اونها به نتیجه رسید.
در این مرحله، ارتباط کلامی با استفاده از زبان! (کاری که اکثریت ایرانیها و حتی بسیار از غرب نشینها هم به آن عادت ندارند) می تونه نقش یک کاتالیزور بی نظیر رو در پیشبرد کار داشته باشه، خصوصا در مورد فاکتور تعیین کننده ارگاسم که دست نیافتن به اون خصوصا در خانمها می تونه سکكس رو از جذابترین اتفاق زندگی به تنفر آمیزترین تبدیل کنه. در مورد همون دوست دختر نوجوانی ام، یا به دلیل بی تجربگی من و یا شاید بخاطر یک آسیب پیشین جنسی دخترک صرفا وانمود به لذت بردن از رابطه می کرد تا حدی که من بعد از مدتی با تمام بی تجربگی ام متوجه این سردی شده بودم و تا مدتها تصور می کردم که تمام زنها مانند متکاهای سوراخ داری هستند که صرفا وانمود می کنند لذت می برند!!(تجربه های نوجوانی من توهین به کسی تلقی نشود)، و جالبتر اینکه متقابلا بعد از مدتی سکكس برای من هم تبدیل به یک اتفاق تکراری و صرفا ارضایی بی روح شده بود، دقیقا همون اتفاقی که سکانس پایانی زندگی سکكسی بسیاری از زوجهای میان سال و یا حتی جوونه.
3- وقتی که هیجانات سکكسی و حرارت ماههای اول به صورت موفقیت آمیز پشت سر گذاشته میشن، و با فرض اینکه زوج در ارتباطشون به نتایج قابل قبولی در تمام زمینه های مورد نیاز دست پیدا کرده باشن، بزرگترین چالش زندگی پیش روی انسان قرار می گیره و اون حفظ حرارت، جذابیتها و تازگی سکكسیه.
اونهایی که موفق شدن داخل خاک وطن مدتی رو با دوستشون ارتباط عمیق داشته باشن میدونن که سکكس از یک غریضه و لازمه، تغییر فرم داده و به شکل یک هنر در میاد، هنری که هر روز نیاز به رسیدگی و ویرایش داره و خلاصه اینکه باید پویا و زنده نگهش داشت.
اینجای بحث بد نیست گریزی بزنم به مقوله عشقهای مثلثی، حکایتی که به نظر من زاده غریضه انسانهاست و شاید به خاطر فرار از تکرار و تنوع طلبی، عاشقترین و متعهد ترینها به نوعی آلوده اون میشن. بد نیست بدونین زمانی که من این پست رو در مورد عشقهای مثلثی و دغدغه های فراوان ذهنم پابلیش کردم، کامنتهای زیادی توی وبلاگ برای پست نوشته نشد، اما چندین ایمیل بسیار جالب و دو تلفن جالبتر از اون از افرادی داشتم که در درون با این ماجرا درگیر شده بودند و حتی جرات بیانشو پیدا نکرده بودند. اگر حال خوندنشو ندارین عشقهای مثلثی به طور خلاصه روابط موازی هستند که گاهی به بهانه های مختلف و در شرایط پیش بینی نشده وارد زندگی انسانها میشند و گاهی دوباره از زندگی خارج شده، گاهی بی سرو صدا بقا پیدا میکنند، گاهی هم زندگی رو متلاشی می کنند، که موارد اون هم همین داخل وطن کم نیستند.
با توجه به تمام این کنارگذرهایی که در زندگی وجود داره، پویایی جنسی حاشیه امنیت زندگی رو به شدت بالا می بره، مطاله و آزمایش روشهای جدید می تونه در تحکیم روابط بسیار موثر باشه، در وبسایت بی بی سی، روشهای بسیار جالبی برای روابط فیزیکی طولانی مدت پیشنهاد شده که اگر کسی زحمت ترجمشو می کشید خیلی می تونست مفید باشه. فاکتورهای بسیار ساده ای مثل نور ملایم، گرمای محیط و گرم بودن بدن (دستها و پاها) به هنگام این حرکات (مثل یک ماساژ طولانی مدت با استفاده از روغنهای مناسب)، عواملی هستند که برای کم تنش شدن محیط و بالا بردن بهره جنسی روی اونها تاکید زیادی شده. گرچه شیطنتهای سكکسی هم هرگز از رنگ و رو نمی افتند، اما من هنوز مقاله یا نظره علمی در مورد دوام این مساله در میانسالی ندیدم و طبعا تجربه ای هم در این مقوله ندارم!
در پایان بد نیست برای چندمین بار از سکس و عشق سکكسی به عنوان مکمل لازم، ضروری و غیر قابل انکار احساسات عاشقانه یاد کنم و تاکید مجدد بر اینکه اگر بدون سكکس عاشق شدید حداقل در معرض پنجاه درصد ریسک قطعی قرار دارید، نکته جنجال برانگیز هم اینکه برای ایرانیان عزیز انجام این مساله هیچ منافاتی با حفظ بكکارت نداشته و به نظر من این آمیخته فرهنگی که ما در آن زندگی می کنیم نیاز به چنین روشهایی هم دارد، واقعا شاید این همسر آینده لازم نبود که بداند شما چگونه اینهمه خوشایند و مسلط به زندگی شخصیتان هستید، شاید شما با یک مرد غیرتمند و با تجربه ایرانی ازدواج کردید، من به شما حق می دهم که وحشت داشته باشید ناگهان در حجله رهایتان کند و عربده کشان بیرون بدود که ایهاالناس این نداشت!
لینک مرتبط: از خبرگزاری رسمی ایران بعید بود(ممنون از فرهمند): زنان ايراني غالبا نياز جنسي خود را سرکوب مي کنند
پ.ن: Empirical evidences
کیوان







