
تفاوت بسیار ظریفی هست بین اینکه "به آدمی این حس را بدهی که می خواهی اش، چون صورتی زیبا دارد"، تا این که "می خواهی اش و صورت زیبایش هم جزئی از درک تو از این خواستن است".
جدا از این، کیفیت رابطه ای که خواستنش روی یکی از این فاکتورهای خاص (حداقل به شکلی عیان) متمرکز شده، نسبت به رابطه ای که (خواسته یا ناخواسته) دلیل یا دلایل مادی شیفتگی اش پنهان مانده و عام به نظر می رسد، متزلزل است.
همان قدر که پنهان ماندن دلزدگی ما از یک جنبه منفی (در هر ابعادی) در ظاهر طرفمان اهمیت دارد، شاید (بیش از آن) پنهان ماندن شیفتگی مشهودمان نسبت به عضو یا بخشی از اعضای بدن او مهم باشد. جنبه ی حاد این رفتار وقتی نمود می کند که ناخواسته کسی را وا می داریم خودش نسبت به چیزی در خودش برانگیخته یا حسود شود، یعنی دچار این توهم بشود که "طرف من را می خواهد (دوست دارد) یا فلان جای زیبایم را؟!!"