Link Dump
 

TAKE A LOOK!
 

Attention!
 

5 Recent posts
 

Archive
 

Email Me!
 

Feed
 

:: زیبایم… شهر منهمه آن




زیبایم… شهر من
همه آن شبها که تا دیر هنگام با تو می لاسیدم…
و همه آن شبها که نیایشت را مرور می کردم…
محبوبم بودی ...
عشقی که کلافش خسته ام کرده... و نیایشش به خاطراتم پیوسته...
اما... دوریت را بر نمی تابم

کیوان
جزیره

:: یک هفته است که داره

یک هفته است که داره برف می آد. سوز و سرما بیداد می کنه، اما از پشت پنچره باریدن برف زیبایی و آرامش عمیقی داره. از این بالا همه جا سفیده، شیروونی خونه ها، روی ماشینها، خیابون، پیاده رو، حتی آدمهایی که برای بردن چوب واسه شومینه یا گردوندن سگهاشون به حیاط می آن بعد از چند دقیقه سفید سفید می شن....
نمی دونم چرا این همه پاکی و زیبایی منو یاد بم انداخت... دلم سوخت... یاد آدمهایی افتادم که توی این آشفته بازار طبق معمول دارن از آب گل آلود ماهی می گیرن و به اسم کارهای خیریه یا مردمو می چاپن یا برای خودشون اسم و رسم می سازن یا هم اینکه از خودشون خوشنود می شن که به به ما چه آدهای خوبی هستیم، چقدر به مردم و کشورمون خدمت کردیم ها...
من اصولاً با فلسفه امور خیریه یا Charity زیاد موافق نیستم. به نظر من مثل این می مونه که آدم دیوار خونش از پی نم داده باشه بعد هر چند روز یک بار رنگش بزنه که نم دادگی دیوار رو بپوشونه و به خیال خودش قضایا رو یک مدتی سر و سامان بده. من می گم- و خیلی هم Idealistic می گم- که چرا ما باید به امور خیریه احتیاج داشته باشیم؟ چرا به فکر این نباشیم که جامعه از بیخ درست بشه؟ چرا بذاریم یک عده اینقدر پولدار بشن که
بخوان صدقه بدن به همونهایی که از صدقه سرشون به یک جایی رسیدن. فقط برای این که احساسشون نسبت به خودشون بهتر بشه. که بگن آقا ما که اینقدر پولداریم ببین چقدر هم بخشنده ایم. آقا اگر قراره چیزی درست بشه باید از پایه درست بشه.
اما یه بحث بسیار به جا و واقع گرایانه تر هم هست که می گه که حالا تا کارها بیاد درست بشه مردم از گرسنگی بمیرند؟ معلوم نیست این "کارها" کی درست می شه که. درست هم می گن. اما من یه پیشنهاد دارم، در این مدتی که یعنی ما داریم صبر می کنیم تا اوضاع درست بشه مثلاً، به نظر شما بهتر نیست فلان آقای کارخانه دار یک کمکی حقوق کم درآمد ترین کارگرهاشو ببره بالا؟ تا به جای این که همسر بسیار خوش قلب و بخشنده ایشان- که دلش زیر جواهرات توی سینه اش برای مستمندان این مملکت می تپه- شب عید آجیل و میوه بین "کارگرهای بی بضاعت شوهرم" پخش کنه، خودشون در کمال سربلندی این حقوق رو به زخم زندگیشون بزنند. بدون این که منت رو سرشون باشه. این که می خواد یعنی به نیازمندان کمک کنه، خوب پول رو اینجوری خرج کنه که نه سیخ بسوزه نه کباب.
مارال کریمی
Toronto

:: مچکرم!! ::1 - ابداعی است

مچکرم!! ::
1 - ابداعی است زیبا و مورد علاقه بلاگران محترم
2 – فلش بکی است مقبول و ناخودآگاه به کودک درون
3 – ریدمانی است مبسوط و از نوع اسهالی (گلاب به روتون) به یک مصدر تشکر آمیز زبان شیرین عربی

مچکرم! ..گچ .. پژ..!

کیوان
تهران

:: هیچ وقت تاحالا به این

هیچ وقت تاحالا به این فکر کردید که زبان محاوره ای که ازش استفاده می کنیم هم می تونه Sexist باشه؟ گمونم معنی Sexism به فارسی باشه تبعیض جنسی قايل شدن. مثلآً کلمه جوانمرد، یا عبارت فلانی مثل زن گریه می کرد...
هیچ وقت فکر کردید که مهریه چقدر به زن امروز توهین می کنه با این حال زن امروز در هرچه بالا تر بردن نرخ مهریه کلی تلاش می کنه؟ یا حتی خواستگاری... به نظر شما این ها ابزاری تلقی کردن زن رو نمی رسونه؟؟
هیچ فکر کردید چندین سال ما زمان می خواهیم تا این ارزش های کهنه رو بازسازی وبا ارزش های نوجایگزین کنیم؟
هیچ وقت رو برف تازه باریده راه رفتید؟؟ صداشو شنیدید؟ دیدید چقدر قشنگ و آرام بخشه؟
هیچ می دونید بعد از خوندن post امروزش چقدر دلم برای کامیار
این بازنده معروف و تو سر و کله هم زدن تنگ شد؟؟
آری آری زندگی زیباست
زندگی آتشگهی دیرنده پابرجاست...
مارال کریمی
تورنتو

:: یک فروند مارمولک عظیم الجسه


یک فروند مارمولک عظیم الجسه در منطقه خاور میانه مشاهده شد. موجود مذکور یک فقره شکارچی هانی باز معروف را ساعتها خیره به چند مانیتور به شکل یک لنگه پا آویزان نگه داشته بود. این عمل به تلافی سالها شکار در مناطق غیر مارمولک خیز صورت گرفت...
کچل خان! هانی نورسیده عافیت بادت...!

چیزی - خوب - میشم - نیست
کیوان
تهران

:: خدا جون.. هانی!آیا به من

خدا جون.. هانی!
آیا به من اجازه می دهی طبق استانداردهای خودم ازدواج کنم؟

آیا اجازه می دهی سر عروسی و لباس سفید و تور عروس و سفره عقد و آرایشگاه و فیلمبردار و نوازنده و پاتختی و هر یادگاری بوگندوی دیگری را با یک پرواز و دو چمدان شیره بمالم؟
حداقل اجازه می دهی آن سکانس را در کلیسا بگیریم که کله قند نداشته باشد؟
آیا اصولا به من اجازه می دهی زندگی بکنم ولی عروسی نکنم؟

هی هی .. خدا.. هانی..

کیوان
تهران

:: crazYcRazyCRazyCraZYsUch a SeXSuCh a SituaTioNJust



crazY
cRazy
CRazy
CraZY


sUch a SeX
SuCh a SituaTioN
Just Oo...nly Crazy

(Copyright Ó2000 by Negar)

K1
Tehran-North

:: چیزه، یه مطلبی بگم خدمتتون...

چیزه،
یه مطلبی بگم خدمتتون... من مارمولک دوس دارم! اصلا نمی فهمم چرا ازش می ترسن؟! یه سبزشو رو میز کارم دارم که یه کچلی بهم داده، تمام روز با منه. خونم یه کلکسیونشو دارم که باز همون کچله بهم داده، (با احتیاط، بدون اینکه متوجه بشه، عکس کچلرو همین بقل زیر لینکا ببینین) آهان، تازه یکیشم تو جیبم میذارم توی دانشگاه بچه ها رو باش آشنا می کنم، خوب حالا بعضیام با جیغ ارتباط برقرار می کنن... از نظر من اشکالی نداره
تازه! با هرنوع سگ گله و غیر گله، فانتزی و جدی، وحشی و غیر وحشی به راحتی ارتباط می زنم
حتی مخ پرنده هارو هم میتونم با یکمی کار بزنم، مثل اون بدبختی که توی اوتاوا گیرم افتاد، کارش به بیمارستان و اورژانس کشید
ولی آدمی که بشه بی توقع دست بکنی لای موهاش... یا اینکه پشت گوششو بخوارونی حض کنه... خلاصه به اندازه کافی ملوس باشه، خوش اخلاقم باشه... نمیدونم پیدا بشود یا که نشود!
البته خداوکیلی از هیچکدوم جونورایی که گفتم تاحالا انتظار سکس نداشتم!!!
کیوان
تهران

:: شیشه عقب ماشینه دیگه جا

شیشه عقب ماشینه دیگه جا نداره که برچسب طرح ترافیک سال آینده رو بچسبونه، یحتمل باید یا شیشه رو عوض کنه یا ماشینو
رفتن خرید عروسی نقره خریدن، نوه هاشون دارن تو جردن دختربازی میکنن، ولی این بدبختا هنوووز دلشون نمیاد این کاغذه رو که به کون آیینه شمعدون و کاسه آویزونه بکنن، یه وقت مهمون میاد فکر نکنه این ارزونه، اتیکتش اعلام کنه آها...ی من ایتالیاییم!
لیوان از کیش ابتیاع فرمودن، همین لیوان شیشه ایا! آب و شربت و چایی رو با برچسب و جای دست و کثافتکاری به خورد خودشون و مهمونشون میدن، که بگن این جناب لیوان فرانسویه!

آقا دوربین دیجیتال خریدن، این سلفون روی ویزور دوربین تا مثل ناف بچه خودش نیفته، این ول کن معامله که نیست، یه ماه اول باید همه چیزو ابر و باد ببینه توی منو تا پلاستیکه وربیاد خودش!

ضبط صوت 10000 وات آماتور خریده، الان یک قرنه این کاغذه که روش نوشته HIFI و با کاغذ به باندش آویزونه، با بیس سیستم بالا و پایین میپره، یکی نیست سیستم و کاغذ و منو هرسه تارو نجات بده...
تلوزیونه از پیارسال که نو بوده، هنوز وقتی اخبار میخوای ببینی روی دماغ گوینده گنده نوشته FLATRON !!!!

مسئله این است: این ملت وسیله میخرن که زندگی کنن، یا وسیله می خرن که زندگی اونا رو ...

کیوان
تهران

:: پنجشنبه شب در سرمای 30-

پنجشنبه شب در سرمای 30- درجه رسیدم تورنتو
خواهر 8 ساله دوست صمیمی هومن جمعه شب در بیمارستان فوت کرد. هر بار دیده بودمش از شدت شکنندگیش حتی دلم نمی آمد لپشو بکشم. هضم مرگ برام خیلی سخته.
بیداد سرما و سیستم گرمایی خونه که از کار افتاده...آقایی که قول داده بود امروز تعمیرش کنه...
دانشگاه و وحشت زمین خوردن دوباره
گرمایی که به وجودم می دوه هر بار یادم می آد دیگه ازش دور نیستم. دیدنش که لبخند به صورتم می آره...
مهمانی شنبه شب و احساس آشنایی که در پاسخ کی می آد می گیری: The Usual Gang
هومن گفت:Welcome back to Life عزیزم
مارال کریمی
Toronto

:: اینجا یه دنیا حرف هست


اینجا یه دنیا حرف هست که گفتنی نبوده... همش تو دل یه عکس، ترجیه میدم خود عکسو پابلیش نکنم، لینکشم نمیدونم برا چی می ذارم

یه نگفتنی تکمیلیم اینجاست ، به هم در

جالبه... خیلی جالب
کیوان
تهران

:: چیزه، از سوتین بدم میاد،

چیزه،
از سوتین بدم میاد، آخه همش میخواد خرت کنه

کیوان

:: داستانطبقه دومدخمره: کیوان مامور اومده

داستان
طبقه دوم
دخمره: کیوان مامور اومده
من: ا، ! اومدن؟!
دخمره(دستش یخ کرده): چیکار کنیم؟
من (می رم تو مبل): بی خیال.. قرار بود بیان!
دخمره: دهه! خوب حالا چیکار کنیم؟
من: هیچی، صبر می کنیم تا برن...

دم در

لباس سبزه : کوچه رو گذاشتین رو سرتون آقاجون، همسایه ها اعتراض کردن
پیرن سفیده (در حال دست دادن و حفظ فاصله): قربان سلام عرض کردم، جدا می فرمائید؟! الان خفش می کنیم
لباس سبزه (بسیسمش هی بیلی بیلیب می کنه): بیسیم بزنم مینی بوس بیاد ببریم جیزتون کنییییم؟
پیرن سفیده (در حالی که فاصله یادش رفته و سعی داره لباس سبزه رو ماچ کنه!): نه جون شما! برا چی آخه؟ عروسی آبجیمون بوده جون شما، منتها پارسال همین موقعا!
لباس سبزه: اوه اوه اوه! چه بوییم میدی.. دیگه اصلا را نداره، باید ببریم جیزتون کنیم
پیرن سفیده (با نیش باز): قربان شما این پنشتا رو داشته باشین، بدین خیرات و اینا، خانم بچه ها ...
لباس سبزه (با چشای بیرون زده، انگار مثلا بهش پیشنهاد رشوه شده باشه، تقریبا با فریاد): 5 تا؟؟؟؟!!!! ما چهاااااااااااااااااااار نفریم! ماشینمون همین پشته! این خرج مینی بوستونه!
پیرن سفیده: ا، چهااااار نفرین؟ ببخشین، اینم پنشتا دیگه، ردیفه قربان؟
لباس سبزه (با یه خشونت ظاهری، در پسش قلبی آرام...): باشه، ایندفه جیزتون نمی کنم، زود برین خونه ماماناتون نگران میشن
پیرن سفیده (در حال ماچ مجدد): چاکر شمائیم، الان میریم خونه جیش می کنیم می خوابیم...

طبقه دوم
پیرن سفیده (با غرور و صدای پر): بچه ها ردشون کردیم
بچه ها (با تمام قوا): هوورااااا !
سیستم با ولوم ملو (بچه ها با حرکت سر): گوپس گوپس گوپس گوپس....
من: ادرارم باز بی رنگ شده!
کیوان
تهران

:: دیشب ساعت 9 شب بعد

دیشب ساعت 9 شب بعد از بیشتر از 24 ساعت در راه رسیدم Connecticut، با دل گرفته. با بغضی که از ترکیه تو گلوم مونده بود. با خشم و احساس حقارتی که از اونجا تا همین ثانیه با خودم یدک می کشم…
توی فرودگاه استانبول من دم یکCounter مژگان دم یکی دیگه پاسپورتهامون رو داده بودیم برای کنترل. یارو مال منو باز کرد کمتر از 5 ثانیه بعد به من و همزمان به مژگان –اصلاً نمی دونم از کجا می دونستند باهمیم- گفت شما دوتا با این آقا برید برای چک امنیتی بیشتر. هنوز در بهت بودم. اولاً که پاسپورتم کانادایی بود دوماً مونده بودم از کجا فمیدن ما باهمیم. حدس می زدم که به خاطر ایرانی بودنمه اما پیش خودم گفتم پاسپورتم که کاناداییه. هیچ کس حاضر نبود بهم توضیح بده چرا و کجا مارو دارن می برن. هیچ کس نمی تونست بیش از دو کلمه اونم به زور و بی ربط انگلیسی ردیف کنه. از اون مهمتر خیلی بی ادبانه و با تشر و توهین آمیز جواب می دادند که خلاصه اش این می شد که "به شما مربوط نیست، نپرسید" . توی سرمای وحشتناک ما رو از همه جدا کردند بردند توی زمین فرودگاه نزدیک هواپیما بهمون یک سری چمدان که از بقیه جدا شده بود نشون دادند و گفتند کدوم مال شماست؟ بی دردسر توی اون باد و سرما دونه دونه وسایل مارو گشتند. از چشمهای من آتیش می بارید. بعد بهم یه فرم دادند گفتند امضا کن. دیدم توی فرم نوشته که با موافقت ضمنی مسافر ما وسایلش رو گشتیم. به طرف گفتم: شما کی از من اجازه خواستید؟؟ با انگلیسی دست و پا شکسته گفت: می تونستی اجازه ندی. گفتم: کسی از من اجازه نخواست، شما دستور دادید.. تازه، اگر من می گفتم نه بعد می گذاشتید برم؟ گفت: نه. گفتم: چرا ما؟؟؟؟ چون ایرانی هستیم؟؟ ضمنی بهم گفت تقصیر ما نیست، ما فقط خواسته های دولت آمریکا رو اجرا میکنیم. اما خودت که می دونی.. ایرانی...
خون چشمهامو گرفته بود... تحقیر شده بودم... خیال باطل کرده بودم که با پاسپورت کاناداییم در امانم... خشمگین از اجبار به کاری که کوچکترین اراده ای از خودم توش نداشتم زیر لب می غریدم.... از تصور توهینی که بهم روا داشته بودند در جنون خشم می غلتیدم...

دنیایی رو با خودخواهی و تکبر محض به لجن بکشی، خشم و عصیان بپروری، آماج خشونت و وحشیگری خود ساخته بشوی، به خیال خامت مضنونین احتمالی آینده را بی رحمانه پامال کنی تا "از خودت در برابر دشمنی که تنها مشکش آزاد بودن مملکت تو هست" دفاع کنی... که گفته خود کرده را تدبیر نیست ؟؟؟ از دیروز تا به حال این عبارت برام بی معنا شده...
زخم خورده ام و خشمگین...
مارال کریمی
Connecticut

:: چیزه،دخترا که عادت دارن یادداشت

چیزه،
دخترا که عادت دارن یادداشت کنن ظاهرا (اینو تازه کشف کردم)، نشستم یذره فکر کردم، دیدم از اون لحاظ که حساب کنی، منم امشب رسیدم به تعداد انگشتای یه دست! ولی جالبش اینه که از همون لحاظ… پوف! نه! نمیدوم چرا… ولی همین لحاظ خودم خیلی بهتره، سرجمع چندتا میم یخ، یه غریبه امتحانی، یه پ معمولی، دوسه تا سین مست یا حواس پرت، با یه نصفه لام با معرفت! کلا پنج حرف الفبا اگه گیج نزنم البته، که ثبت تاریخ گردید. خودم راضیم
قمیشی محترم هی ونگ می زد توماشین، منم حال کرده بودما، رفتم برا خودم تو کوچه پس کوچه های سهیل دور زدم و دستورو به یاد اون ایام بالا پایین کردم، ولی هی فکرم می رفت برا خودش، این آرامشی که دارم تو این ساعتا... خیلی نازه، ولی بدیش اینه که از متزلزل ترین خانواده آرامشه... گرچه احمقانس که من همیشه آرامشمو میخوام از ترس آینده به هم بریزم، احمقانه، جدی میگم

کیوان
تهران

:: طی ده دوازده سالی که

طی ده دوازده سالی که از آغاز بلوغم گذشته، و از زمانی که حس متفاوت بودن و مرد بودن در من شکل گرفته، فوجی از تجارب عجیب و غریب مرتبط با مسائل جنسی یا ارتباطی در تاریخچه زندگی خودم می بینم. با وجود اینکه به خاطر جسارت و ذات جستجوگرم دست به بسیاری کارهای تازه و شاید غیر معمول زدم، اما تربیت و منطقم به عنوان ابزاری بازدارنده از افراط در تجربه در این چند سال جلوگیری کرد.
اما چیزی که مدتیه باش دست به گریبانم و حالا شهامت بیانشو به خاطر اطمینان قلبیم پیدا کردم، نقش بی نهایت مهم سکس و زندگی سکسی در سلامت اول روانی و دوم فیزیکی هر انسان بالغه. گرچه هر کسی وقتی در این مقوله وارد بحث میشه معمولا با قیافه حق به جانب تاکید می کنه بله .. بله .. حتما همینطوره که شما میگین، ولی تصور من اینه که در نسل قبلی این واقعیات در پس کوهی از مشکلات و آسیبهای اجتماعی و در نسل قبل از آن در دل فرهنگی بیمار به فراموشی سپرده شده و نسل ما و پس از ما هم آنچنان در دریای اطلاعات و آزادیهای فرهنگی و اطلاعاتی قرار گرفته که هنوز سر از کار خودش در نیاورده و البته قربانی هم زیاد داده و میده...

به هر حال برای اون اکثریتی که چه دختر و چه پسر، روزی به جنگ ازدواج خواهند رفت، حرف دلی پیدا کردم نزد این جناب سکسولوژی که به نظر من بسیار گویا و آموزندست برای کسانی که پیام رو بگیرند. الان میخوام بگم که صرفنظر از تفاهم و خانواده و سن و هر فاکتور دیگه (حتی عشق که به نظر من بدون سکس بشدت ناقصه)، مطابقت فیزیکی و جنسی و موفقیت در هدایت زندگی سکسی اولین و حیاتی ترن فاکتور موفقیت در زندگی مشترک (از نوع ازدواج و غیر ازدواج!) می باشد و بس!

از سکسولوژی (با دقت بخوانید، معجزه می کند!)
دو تعریف :

2- انزال - اين مرحله زمانيست که اسپرم از بدن خارج مي گردد. انزال بدليل تمرکز فيزيکي و فکري بروي نقاط حساس در مرحله پيش انزال صورت مي گيرد. انزال مي تواند کامل و با ناقص باشد. اين همون مرحله ايست که آقايان ازش فرار مي کنند! (مقاله هاي بعدي )
3-ارگاسم - ارگاسم چيست؟ اين مرحله اي است که افراد بخاطرش رابطه جنسي برقرار مي کنند. ارگاسم وانزال دو مورد کاملاٌ مجزا از يکديگر مي باشند و به اعتقاد من مشکل عمده آقايان از اينجا آغاز مي گردد که اين دو مرحله مي توانند بدون يکديگر اجرا شوند. ارگاسم هم مي تواند همانند مرحله انزال کامل و يا ناقص باشد. ارگاسم يکي از موارديست که خانمها در آن خيلي موفقتر از آقايان هستند! البته از نظر کيفی و نه کمي! به زبان ساده تر ارگاسم در خانمها خيلي کاملتر از آقايان صورت مي پذيرد.

اطلاعات مفید

اگر بخواهيم ارگاسم را در مردان مثل تعاريف قديمي مرحله انزال ندانيم , تعريف ارگاسم در مردان چيز بسيار سختي مي گردد. در واقع به اعتقاد من تعريف ارگاسم در مردان زمان دستيابي به رفتارهاي جنسي فرد مي باشد و برخلاف زنان اين زمان نيز مقطعي نيست. هر چقدر که مرد در طول رابطه به اين رفتارها بيشتر دست پيدا کند رضايت و ارگاسم بهتري خواهد داشت. در مردان حتي تحرک و خود عمل فيزيکي رابطه نيز بخشي از ارگاسم آنان تلقي مي گردد. براي همين است که مردان عموماٌ انتظار دارند که بتوانند زمان طولاني در حال رابطه باشند و به اصطلاح زن را زير و رو نمايند! نکته قابل ادراک از اين مسئله اين است که با توجه به توضيح بالا افراد مسلماٌ درجه ارگاسم متفاوتي از يکديگر خواهند داشت.
توضيح کاملتر اينکه فتيش , زندگي شخصي اجتماعي کاري , رشد جنسي , خود ارضايي ( مرحله اول رشد جنسي معادل با شناسايي خواستهاي جنسي فردي و نحوه پاسخگويي به آنان ) , سن , آب و هوا وبسياري از چيزهاي ديگر در تشکيل درجه ارگاسم فرد نقش اساسي دارد و اين درجه در هر فرد نسبت به ديگري فرق دارد وداراي مزيت بر دبگري نيست! يکي از نارضايتي هاي خانمها اين است که عنوان مي کنند زوج آنها هر شب به کنار آنها مي آيد و رابطه 3 سوت شروع شده و پايان مي گيرد! مرد انزال مي گردد و همه چيز پايان مي پذيرد! حالا بطور کل فشار وارد آمده به زن را ناديده مي گبريم (چون مبحث مربوط به اين مورد نيست) و به اين مورد بسنده مي کنيم که خود آقايان هم بشدت با اين کابوس دست به گريبان هستند. آنها هر شب انزال مي گردند اما بدليل عدم دستيابي به رفتارهاي دلخواه جنسي ارگاسم نمي گردند. در نتيجه براي تشنگي جنسي رفع نشده ( و تشديد شده حتي! ) بايد دوباره در اولين فرصت براي دفع فشار حاصل تلاش کنند که نتيجه قطعاٌ چيزي جز نتايج قبلي نخواهد بود! عامل مهم افراط در خود ارضايي نيز از همين جا نشات مي گيرد. چراکه در واقع خودارضايي يک مرحله ابتدايي تشکيل خواستها و احساسات جنسي مي باشد و شناخت فرد از چگونگي پاسخي که مي طلبد اما بدليل عدم دسترسي به روابط جنسي اين عامل جايگزين خود رابطه مي گردد ( خودارضايي در بعد از ازدواج و يا روابط جنسي دليل ديگري دارد ) و سعي در پاسخگوي پيدا مي کند . مسلماٌ هم نمي تواند پاسخگوي کاملي باشد و در آن انزال و ارگاسم ناقص به چشم مي خورد. ارگاسم ناقص فرد را بسمت انزال دوباره خواهد کشانيد و نتيجه اينکه حتي مي شنويد فردي چندين بار در روز خود ارضايي ميکند....

نقش زن در رساندن مرد به ارگاسم چه مي تواند باشد؟
نکته ديگر اينکه خانمها دربعضي موارد عنوان مي کنند که عليرغم تمام تلاشي که کرده اند نتوانسته اند زوج را مجاب و راضي کنند . آنها گاهي مجبورند (الکي!) عنوان کنند که زوج آنان داراي قدرت بالاي جنسي است! و آنها توان پاسخگويي به آن را ندارند! در صحبتهاي آنان اين جمله مدام به چشم مي خورد که " تمام توانم را براي ارضاي وي انجام داده ام و هرچه خواست کردم اما رابطه به سمت تکراري شدن و مکانيکي شدن رفت و در انتها نيز خبر دار شدم که همسرم با زن ديگه اي رابطه دارد! " در واقع با توضيحي که از ارگاسم در مردان عنوان شد اکنون بايد يکي از دلايل اين اتفاق براي اين دسته از زنان کاملاٌ روشن شده باشد که با وجود تمام کارهايي که انجام داده اند نتوانسته اند ارگاسم کاملي براي وي بسازند. آنها نتوانسته اند فتيش و رفتارهاي جنسي خواسته شده در مرد را شناسايي کنند و خود در صدد انجام آن بر بيايند. مرد همواره گفته و زن همکاري کرده! اين يعني تحميلي از سوي مرد به زن که در اين مورد اين تحميل به هيچ عنوان براي مرد دوست داشتني نيست. زنهاي بسياري هستند که در طول رابطه آرام و حرف گوش کن رابطه را انجام مي دهند و فکر مي کنند که رفتار صحيحي دارند! در حاليکه رابطه را بسمت مرگ سوق مي دهند. يکي از دلايل اينکه در بعد از ازدواج مردان با وجود داشتن همسربه خود ارضايي روي مي آورند همين مورد مي باشد. يعني زن نتوانسته مرد را کامل کند و در نتيجه فتيشها و خواستهاي يک مرد همواره در پستوي ذهنش خاک خورده است! رابطه براي وي پاسخ خوبي نبوده است. مرد در نهان همسر را مقصر مي داند اما از بيان آن خودداري مي کند. وي براي پاسخگويي به خود , تلاش براي ساخت وضعيت و لحظات دلخواه از طريق خود ارضاي مي کند. اگر جسورتر باشد ممکن است که نگاهي به بيرون از خانه هم بياندازد! شايد آنجا آسمان آبيتر باشد! من متاسفم براي زناني که سکس را وظيفه مي دانند .

چند تاسف مهم

متاسفم براي آنهايي که سکس را يک پاداش مي دانند . و براي آنهايي که همه چيز را فداکاري براي ديگري مي پندارند و چيزي را براي خود نمي خواهند و نمي پندارند! متاسفم براي افرادي که با شجاعت ( و به اعتقاد من حماقت! ) عنوان مي کنند که از سکس متنفرند يا علاقه و کششي به آن احساس نمي کنند. تمام اين افراد در زندگي بسرعت مي توانند باعث شوند که موارد ياد شده بالا بسمت آنها هجوم بياورد. جدا از اين مسائل نکته ديگر اين است که يکي از دلايلي که مردان بديدن فيلمهاي پورن علاقه نشان مي دهند همين مسئله است. چراکه هنرپيشه هاي جنسي دقيقاٌ مي توانند دست بروي رفتارهايي بگذارند که مي تواند نقاط حساس رفتارهاي ارگاسمي در مردان تلقي گردد. به هر حال جمع بندي از پاراگراف بالا اين نکته را بيان مي کند که در ارگاسم مردان يکي از دلايل حساس حرارت و نحوه رفتاريست که زن از خود نشان مي دهد. شناسايي اين رفتارها نيز يکي از چيزهاي است که زن بايد در انجام آن تلاش کند. اينکه زن در رابطه شرکت جويد و همه چيز را پايان يافته تلقي کند حماقتيست که در زندگي بهاي آن پرداخته خواهد شد. ارگاسم ناقص موردي است که مردان را عصبي خواهد کرد. مردان بشما نخواهند گفت چراکه خود نيز شايد ريشه اش را دقيق نشناسند. پس در رفتارها دقيق شويد. اگر زوج شما داراي خلقي بد و متفاوت با گذشته گرديده , اگر وي با کوچکترين حرفي از کوره در مي رود و اگر نسبت به گذشته در زمينه انجام روابط جنسي بي تمايل يا کم تمايل شده , اگر ترجيح مي دهد که بيشتر زمان خود را سر کار بگذراند و اگر شما دليل خاصي براي اين رفتارها تا بحال پيدا نکرده ايد اندکي بيشتر سطور بالا را بخوانيد و بيانديشيد. شايد اشکال از شماست!

کیوان
تهران

:: این متن تبریک سال نو

این متن تبریک سال نو من بود برای رفقا. سال نو مبارک
Hello everyone from the warm beaches of Persian Golf
I want to wish you all a very happy new year and share my
condolences with you all for the disaster that happened in our
country. this is the least I can do right now.

Have a fantastic new year everyone and please try to think of ways
to help the victems of the earthquake in your new years
resolution(that's if you have one ha ha)
I love you all
Maral
Dubai