
قهقهه دخترکان متلک شنیده را که در کوچه پشتی شرکت شنیدم، به دوستم گفتم می بینی چه فاصله ای داریم با اینها؟ خنده هاشان را می بینی چه هیجانی درش موج می زند؟ اینها بالاتر از زمین زندگی می کنند و هنوز به سطح هم نرسیده اند، چه رسد به این عمق با چنگ و دندان کنده ی ما...
تلفنم: ررررینگ
گوش من بعد از برداشتن گوشی: بوووووق!
دوباره تلفنم: ررررینگ
من: بوووووق!
دو شب بعد تلفنم: ررررینگ
من: بوووووق!
امشب تلفنم: ررررینگ
من: بعله؟!
دخترک (با تمام ناز): اااالووووو!!!!
من: جانم؟
دخترک: مکث
دخترک: ببخشین... مثه اینکه اشتباه گرفتم
من: خواهش – قطع
دوباره تلفنم: ررررینگ
دوباره: بووووق!
دخترم، خواهرم، مادرم، دوستم، نازنینم، من آی دی کالر، کالر آی دی و یا هرنوع وسیله ثبت رکورد تماسهای شما را -ندارم- اگر هم داشتم مثل رفتارم با این بیلبیلک همراه، به هیچ یک از رکوردهای ناموفق زنگ نمی زدم، از سن لاسیدنم با گوشی تلفن هم نمیدانم در عنفوان جوانی چرا گذشته... اتو بزنید، جواب می دهد
کیوان







