
این مسافر کشهایی که توهم رانندگی حرفه ای و یا حرفه ای گری در رانندگی مغزشان را به طور کلی معیوب کرده، جزو بی فرهنگ ترین اقشار این کشور متمدن (!) محسوب می شوند*
جدا از رواج بی فرهنگی در رفتار (که مسلمن استثنا هم فراوان دارد)، بی فرهنگی در رانندگی در این لایه ی نسبتن جدید و معاصر اجتماعی بیداد می کند. قصدم از این نوشته اشاره به سبقت از فاصله ی مویین مابین جدول و ردیف ماشینهای متوقف در ترافیک نبود. قصدم اشاره به چپاندن ماشین در بین صف منظم ماشینهایی که مثل آدم در لاین خودشان حرکت می کنند نبود، عدم احترام به عابر پیاده در حد گوسفند و حرکت به قصد کشت یا هرگونه توقف عشقی در هرکجای هر خیابان و تقاطع هم نبود، قصدم اشاره به مرگ واژه مرحوم -حق تقدم- نبود، اشار ه به پیکانهای لگنی که ماهی ۵۰۰ هزار تومان کار می کنند ولی ۲۵ سال است که صافکاری نرفته اند نیز نبود،
می خواستم بگویم برادر من، آقای خدای رانندگی، راننده ی مادرزاد، شوماخر!، حرکت با چراغ خاموش در شب یکی از احمقانه ترین متدهای حرفه ای گری است که به واسطه آن جان خود بی فکرتان، مسافرتان، خودروهای دیگر و عابر بدبخت را به شدت به خطر می اندازید. در دنیایی که برخی از کشورها به استانداردهای جدیدی برای روشن بودن چراغ در طول روز روی آورده اند تا ضریب هوشیاری را بالا ببرند و ریسکهای ناچیز را ناچیزتر کنند، حرکت چراغ خاموش، مارپیچ و دیوانه وار شما با آن پیکان عهد ناصر الدین شاه در جنگلی مانند همت یا صدر، حضرتعالی را در حد همان گوسفندی پایین می آورد که می پندارید بقیه هستند.
پ.ن: پیشاپیش از دوستانی که به تقلید از دیگران این جنبه ی -چراغ خاموش- را به اشتباه کار خارق العاده ای می پنداشته اند پوزش می طلبم
پ.پ.ن: از گاری چی های محترم نیز از صمیم قلب پوزش می طلبم
بعد از پست: از گوسفندان محترم عذرخواهی می کنم
-------------------------------------------------
* مجددن توضیح می دهم که در هر قشری استثنا وجود دارد.








