اين سوال يكي از پرسش هاي ذهن من در سالهاي اخير بوده و هست. گاهي كه مي بينم افرادي يا گروه هايي به ماهيت وجود مجازات اعدام اعتراض و انتقاد دارند، تلاش مي كنم با خودم به نتيجه برسم كه آيا واقعن مجازات اعدام يك فرآيند عادلانه است؟ و مهمتر از آن اين كه آيا اعدام آن توقع پيش گيرنده اي را كه قانون گذار انتظار دارد برآورده مي كند؟ گرچه بي شك به بعضي روش هاي امروزي اعدام (مانند به دار آويختن) به خاطر شكل و فرم حيواني آن انتقاد جدي وارد است، و گرچه بعضي جرايم (خصوصن در بين ملل مسلمان) با بي عدالتي محض به اعدام منجر مي شود، اما اگر مثال بسيار ساده ي مرگ در مقابل قتل را در نظر بگيريم، و روش اعدام مدرن و بي دردي مانند تزريق سم را تصور كنيم، اين سوال بزرگ وجود دارد كه اولن، آيا با اعدام عدالت اجرا مي شود؟ و دومن، آيا اعدام ابزاري براي پيشگيري از قتل هاي بعدي به حساب مي آيد؟
ياهو نيوز، امروز نتيجه تحقيقاتي چند ساله را منتشر كرده كه به نظر مي رسد بسيار جالب توجه است. ابتدا مي خواستم لينك خبر را در لينك دامپ بگذارم اما حس كردم اشاره به چند خط از اين گزارش مي تواند كمك زيادي به ذهن هاي پرسش گر بكند.
خلاصه نتايج:
نتايج اين تحقيقات براي من غير منتظره و تكان دهنده بود:
- هر اعدام از 18 قتل جلوگيري مي كند (تحقيقات پيشين اين عدد را بين 3 تا 14 قتل تخمين زده بودند)
- استمهال هر اعدام در ايلينويز در سال 2000 به يكصد و پنجاه جنايت ديگر در چهار سال بعد از آن منجر شده است (تحقيقات دانشگاهي سال 2006)
- سرعت عمل در اعدام ها، ،فرآيند پيشگيري را شدت مي بخشد. با هر 2.75 سال كم كردن زمان مورد نياز براي اعدام (يك شخص)، از وقوع يك فقره قتل جلوگيري مي شود.
يكي از اساتيد معتبر حقوق دانشگاه شيكاگو كه جزو منتقدين اعدام و منتشر كننده مقاله اي در مورد ابعاد اخلاقي آن بوده است، به آسوشيتد پرس مي گويد:
اگر اينگونه فرض كنيم كه اعدام قاتلين از كشته شدن (افراد) بي گناه به وسيله قاتلين (ديگر) جلوگيري مي كند، آنگاه ارزيابي اخلاقي (مجازات اعدام) ساده نخواهد بود.[...] افرادي مثل من كه به (لزوم) مجازات مرگ شك دارند، توجه كافي به اين نكته نداشته اند كه مجازات مرگ ممكن است باعث نجات جان (افراد) بي گناه بشود.
مخالفين:
اما مخالفين معتقدند كه اين تحقيقات اشتباهات فاحشي در متودولوژي (يا شيوه يابي) دارند كه منجر به اشتباه در نتيجه مي شود. عده ديگري معتقدند كه در اين تحقيقات، بجاي درنظر گرفتن جناياتي كه احتمال اعدام در پي آنها وجود دارد، كل تعداد قتل ها را (در جامعه آماري) در نظر گرفته اند (احتمالن منظور ايالاتي هستند كه مجازات اعدام در آنها وجود ندارد). و بسياري معتقدند تعداد كل مجازات اعدام در ايالات متحده بسيار كمتر از آن چيزيست كه بتوان بر مبناي آن قضاوت كرد.
از طرف ديگر بسياري از محققين طرفدار تاثير بازدارنده ي مجازات اعدام، مي گويند كه با نقد علمي كارشان موافقند، اما منتقدين به جاي روش كار، فقط به نتايج حمله مي كنند.
****************************************************************
بعد از پست:
نظر هر دو جناح موافق و مخالف در كامنت ها به اندازه كافي گوياست، مطالب زير را در جواب شبنم نوشته بودم كه ديدم شايد بهتر باشد به عنوان نتيجه گيري خودم اضافه كنم. اگر ابعاد ديگري از ماجرا به ذهنتان مي رسد، لطفن مطرح كنيد.
شكي نيست كه نگاه شما و همه مخالفين اعدام براي خود محترم است و شامل استدلالهاي قابل توجه. شخص من هم هنوز به نتيجه قطعي نرسيده ام. اما هر دو موضع گيري را داراي نقايص و ضعف هاي جدي مي دانم.
اول - اين گزارش خبري صرفن نتيجه بعضي تحقيقات چند سال گذشته را منتشر كرده و به منابع هم اشاره كرده. اما مسلمن هر تحقيق روشي مجزا با ابزاري متفاوت داشته كه من هم از آن بي اطلاعم
دوم - تاييد مي كنم كه اطلاعات ارائه شده براي قضاوت روي عملكرد محققين به هيچ وجه كافي نيست، اما يادمان باشد كه به هر حال چند دانشگاه معتبر دنيا اين نتايج را منتشر كرده اند.
سوم - ايران را با جامعه متمدن آن هم از نوع كانادايي مقايسه نكنيد. سطح متوسط تحصيلات در كانادا به تنهايي اين كشور را تبديل به نوعي استثنا مي كند. اگر مثالي از يك جامعه جهان سومي يا در حال توسعه وجود داشته باشد كه تاييد كند حذف اعدام تاثير تشويقي روي جرايم نداشته، آن مورد مي تواند بسيار قابل استناد باشد (مشروط به اينكه از نوع آمار دوَل احمدي نژادي نباشد)
چهارم - ريشه يابي عوامل اجتماعي و دلايل ايجاد جرم و همچنين روشهاي پيشگيري از جرم، همه راه كارهاي مفيد و موثري هستند كه در كنار مجازات اعدام اجرا مي شوند و نمي توان الزامن به عنوان جايگزين مجازات به آنها نگاه كرد. اعدام مي تواند راهكاري موثر در پيشگيري تكرار جرم اما بعد از وقوع آن تلقي شود.
پنجم - موافقم كه نگاه خانواده داغ ديده ملاك قابل استنادي نيست.
ششم - موافقم كه امكان خطا هميشه وجود داشته و دارد، اما هميشه بايد راه كارهايي براي نزديك كردن خطا به عدد صفر وجود داشته باشد. در عين حال اين ايراد به خاطر غير قابل برگشت بودن اعدام، هميشه وارد است.
هفتم - شايد اين را بايد همان اول تكرار مي كردم كه: بهتر است مبناي بحث را روي قتل عمد و در شرايط هوشياري كامل بگذاريم، بقيه موارد هر كدام در جاي خود قابل بحث است.
هشتم - باز هم تكرار مي كنم، اگر درصد كوچكي از تحقيقات انجام شده با واقعيت منطبق باشد، آنگاه از نظر منطقي نجات جان حتا يك نفر بي گناه، اعدام يك گناه كار را توجيه مي كند. محور بحث در رفرنس خبر (ياهو) هم همين سوال بزرگ در مورد صحت نتايج است.
..........................................
پ.ن: من هيچ تبحري در ترجمه ندارم، اما تلاش كردم كه محتوا را به مخاطب منتقل كنم، بابت اشتباهات و كاستي ها پيشاپيش غذرخواهي مي كنم.