
این نوشته جرقه ای شد برای من. ماجرایی که بارها فکرم را مشغول کرده بود و حالا با اجازه ی دختره می خواهم کمی با آن ور بروم.
خوشبختانه برای من پیش نیامده، اینی که یک جایی در نوجوانی ام باشم و با یک دختری باشم و طرف برگردد بگوید تو زیادی درازی یا زیادی لاغری یا بدتر از همه، انتقاد کند که "از نظر جنسی ضعف داری"، "زود می آیی"، "دیر می آیی"، "شلی"، "سفتی"، "زبری"، "بوسیدن بلد نیستی" و بعد هم مرا با تیپا از زندگی اش بیرون کند! هنوز هم که هنوزه اگر همچین اتفاقی برایم بیفتد بی شک تا مدتها ذهنم درگیر آن ضعف (چه واقعی و چه غیر واقعی) خواهد شد و هزار بار از خودم خواهم پرسید: آیا واقعن اینچنین مشکلی در من هست؟ همه می دانیم که این تجربه در نوجوانی ممکن است بسیار تاثیرگذارتر و به نوعی خطرناکتر باشد. من دیده ام کسانی را که یک تجربه ی ناموفق و خصوصن یک سرکوب رفتاری توانسته سالهای سال زندگیشان را تحت تاثیر قرار بدهد.
تمام ابعاد دیگر را رها می کنم و فقط می پردازم به مساله ی س-کس. معتقدم س-کس و در کل "ارتباط فیزیکی و لمسی" یکی از قوی ترین موتورهای محرک اعتماد به نفس در پشت پرده است. یعنی کسانی که زندگی جنسی موفق دارند، ناخودآگاه در بسیاری جهات شخصیتشان درگیری ذهنی کمتری پیدا خواهند کرد. این جنبه ی اعتماد به نفس از نگاه من بسیار کند و تکاملی شکل می گیرد، یعنی مجموعه ای از تجربه ها و آدمها در زندگی ما می آیند و می روند و به مرور شخصیت فیزیکیمان را شکل می دهند(1).
نکته ی مهمی که می خواهم به آن برسم این است که در روابط انسانی (و خصوصن در بعد جنسی) یک مثال نقض می تواند تمام برهان های قبلی را مردود کند! یعنی اگر ده نفر وارد زندگی شما بشوند و بگویند که از پوست شما خوششان نمی آید (با پوستتان حال نمی کنند)، بعد یک نفر پیدا بشود و اعلام کند که عاشق پوست شماست، همان یک مورد کفایت می کند که به شما این آگاهی را بدهد که "افرادی در دنیا پیدا می شوند که پوست شما را دوست داشته باشند"، بنا بر این شما به جای غصه خوردن متوالی درمورد پوستتان، باید در روابط خود به دنبال همان راه حل بسیار ابتدایی و البته سخت باشید: " پیدا کردن فرد مناسب"!
مثالی که زدم هرگز ناقض تلاش برای بهبود توانایی ها نیست. بی شک هرکسی در رابطه های مختلف به یکسری "ضعف های رفتاری" در خودش می رسد که باید برای رفع یا کم رنگ تر کردنشان تلاش کند، مشکلاتی مثل عجله در س-کس (حذف پیش بازی ها) یا بوی بد دهان که دوستی در کامنت های "رختخواب دونفره" به آن اشاره کرده بود. بوی بد دهان مشکلی است که باید حل شود و قابل حل هم هست، پس باز هم جایی برای مشکل دار تلقی کردن خودمان نداریم.
یک پله که بالاتر برویم، یکسری ضعف هستند که مادرزادی یا ضمن رشد به حساب می آیند و البته هیچ کس پیدا نخواهد شد که با آنها حال کند! شاید انزال زودرس در مردان یکی از آنها به حساب بیاید. من به آمار دقیقی دسترسی ندارم، اما تصورم اینست که بالای 90 درصد این مشکلات هم با دخالت پزشک قابل حل (نسبی) هستند. هر از چندی یک ایمیل دریافت می کنم از افرادی که مشکلات جنسی یا بیماری های بعضن بسیار ابتدایی دارند و از طرح آنها حتا پشت کامپیوتر منزل خودشان و در ایمیل هم وحشت دارند، چه رسد به اینکه بخواهند بروند پیش دکتر! برایم خیلی جالب است که عمده ی این ایمیل ها را هم از پسرها دریافت می کنم. برای تک تک اینها توضیح می دهم که والا به خدا در اکثر ساختمان ها یا مجتمع پزشکان یک متخصص مجاری ادراری یا مسائل جنسی پیدا می شود و باز توضیح می دهم که این دکترها روزی هزار مورد مشابه را می بینند و با آنها به صورت یک موجود فضایی برخورد نخواهند کرد، و اینکه اگر متخصص هم سراغ ندارند به یک پزشک عمومی که در تمام ساعات شبانه روز در اورژانس تمام بیمارستانها یافت می شود مراجعه کنند تا ارجاعشان بدهد و ...
دیشب اپرا در ام-بی-سی چهار با چند فرد دوجنسی ِ مادرزادی مصاحبه می کرد، دختر بیچاره ای که به خاطر بزرگی کلیتو-ریس از اول پسر تلقی شده بود و حتا ازدواجی ناموفق کرده بود و بالاخره در آستانه ی سی سالگی و با مشورت پزشکان فهمیده بود که بیشتر از اینکه پسر باشد دختر است و با یک عمل جراحی هویت غالب خودش را بازیابی کرده بود. او کسی بود که اگر کمی زودتر جسارت به خرج می داد و بدون دخالت خانواده اش به یک متخصص مراجعه می کرد، ممکن بود سالهای کمتری زجر بکشد.
لب کلام اینکه درصد خیلی خیلی کمی از آدمهای دنیا مشکلات جدی و لاینحل در این زمینه دارند، و اینکه حتا برای آنها هم راه حلهایی وجود دارد که لااقل "بهتر زندگی کنند". بنابراین خیلی اشتباه به نظر می رسد اگر در قبال یک رفلکس یا اظهار نظر ساده از پارتنر، دچار ضعف اعتماد به نفس در روابطمان بشویم. بهتر اینست که انسانی با بدن سازگار و رفتار تطبیق پذیر (نسبی) با خودمان پیدا کنیم، درمورد خواسته ها حرف بزنیم، روی ضعف های مشهودمان کار کنیم، و اگر مساله جدی شد، از مشاور یا پزشک کمک بگیریم، ساده نیست، اما زیاد پیچیده هم نیست.
----------------------------------------------------
1- نمی خواهم پا روی دم روانشناسها بگذارم، تخصصش را هم ندارم، بنا بر این، اظهار نظرهایم را تجربی و شخصی تلفی کنید.
----------------------------------------------------
بعد از پست: آن روی سکه - جزئیات








