بازاريها و صنوف شهرهاي كشور به شكل خطرناكي شروع به اعتراض به طرح ماليات بر ارزش افزوده كردهاند. خطرناك نه از نظر من، بلكه از نگاه دولت. قدرت بازار سنتي ايران هنوز و همچنان بسيار بالاست و همچين كه بوي اعتصاب يا تعطيلي بلند ميشود تمام بدنهي اقتصادي كشور شروع به لرزيدن ميكند.
اخذ ماليات از مبادلات تجاري سالهاست كه در كشورهاي پيشرفته انجام ميشود. همانطوري كه رئيس جمهور ديشب طي يكي از لبخندهاي زيبايشان فرمودند، اين ماليات از پانزده درصد تا سي و اندي درصد نوسان دارد و سه درصدي كه قرار است در ايران گرفته شود به نسبت اروپا و امريكا بسيار ناچيز است. اما رئيس جسور دولتمان دوسه نكتهي ظريف را نميداند يا نميخواهد بداند:
1- ساختار معاملات در بازار ايران بسيار متفاوت از تمام موارديست كه الگو قرار گرفته اند، يك كالاي مشخص گاهي پنج يا ده بار بين واسطهها با سودي كمتر از یک تا سه درصد معامله ميشود و حل یا جلوگیری از اين موضوع از طريق اخذ ماليات شبيه وارد شدن به قيف از ته آن است.
2- دولت سالهاست كه در گلوگاههاي مشخصي مثل گمرك تلافي فرارهاي مالياتي را درميآورد. جالب اينجاست كه همين حالا هم اولين پرداخت كنندههاي سه درصدی، بازرگانان و توليد كنندگان قانوني بودهاند. بديهيست كه اقشاري مثل بازاريان كه الان بهخاطر اجراي اين قانون دست به چيزي شبيه شورش زده اند (و من بعيد ميدانم نهايتن زير بار بروند) مقاومت شديدي خواهند كرد. شايد بد نبود دولت قبل از بههم ريختن تمام مكانيزم هاي كلان مالي، خرده فروشان را ملزم به صدور فاكتور يا فيش صندوق ميكرد. از نگاه من تمام اين ماجرا براي رسيدن به همين نقطه شكل گرفته، اما دقيقن پشت در خرده فروشي هم متوقف شده.
3- من به عنوان يك فعال تجاري، توليد كننده و بازرگان با كمال ميل حاضرم درصدي از درآمدم را به دولتم بدهم تا براي كشور خودم هزينه شود. اما مشكل اينجاست که بي اعتمادي در اين كشور بيداد ميكند، خصوصن نسبت به دولتی که رای اکثریت واقعی را ندارد. این پول در موارد بسیاری بر علیه یا خلاف منافع من استفاده می شود:
- من حاضر نيستم پولم را خرج فلسطين و سوريه كنند
- من حاضر نيستم پولم را خرج بودجهي كلان تبليغات اسلامي ای كنند كه اعلام ارقامش در زمان مجلس ششم دود از كلهام بلند كرد
- من حاضر نیستم هزاران میلیارد دلار از پولم را برای رسیدن به هسته ی اتم خرج کنند در حالی که رونق اقتصادی من و کشورم به دلیل واکنش های مرتبط همین هزینه به کلی از بین رفته
- من حاضر نیستم پولم را بدون کنترل توی دل صدا و سیمایی بریزند که تمام تلاشش حذف خود من و خواسته های من از جامعه است
پرانتز: (این چهار-پنج قلمی که نام بردم بخش بسیار بزرگی از کل بودجه کشور هستند)
همه ی این کارها را همین حالا هم می کنند، اما مادامی که عمده ی بودجه ی این مملکت صرف هوای قدرت یا ترویج تعصب و کنترل آزادی های فردی می شود، بی شک همانجایی مالیات خواهم داد که گردنم را فشار دهند.
این را هم به روشنی می دانم که این موقعیت، یک موعیت بازنده-بازنده است، اما به هر حال خدا برکت بدهد به پول نفت که اگر این هم نبود سرنوشتمان بی شباهت به کره شمالی(ها) نمی شد، یعنی گرسنگی می کشیدیم که راکتور داشته باشیم.
پ.ن: در این نوشته، استدلال شخصی و احساسی غالب بر تحلیل علمی ست.
پ.پ.ن: با همه ی دلایلی که گفتم، فرار از مالیت برای شخص من یک اتفاق کاملن غم انگیز است، چرا که دیده ام و می دانم با همین پول چه سطح رویایی از رفاه در بسیاری کشورهای دنیا ایجاد شده.